X
تبلیغات
یلدای 2012 سُرور ایرانی

یلدای 2012 سُرور ایرانی

یلدای 91/2012

 

شب یلدا

شب یَلدا یا شب چلّه، شبی که در ایران باستان شب زایش مهر یا خورشید می‌نامیدند و از همین رو دهمین ماه سال را با استناد به واژه اوستایی "دادهوا" که به معنای خداوند و آفریدگار است "دی" نامیده شده است. در کتاب برهان قاطع بیان می‌شود که این شب بسیار شوم است. شاید یک دلیل آن نهایت قدرت رسیدن تاریکی باشد که نماد شیطان می‌باشد واز همین رو برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌گردند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب نمایند. همچنین یلدا به منظور کمک به مردم عادی در نخست روز این شب با ریختن خون گاو مقدس که به منظور توان‌مند سازی ریشه گیاهان و سبز شدن زمین است به یاری ایشان می‌آید. اهمیت این شب تا آن حد پیش می‌رود که در دوران کهن اوستایی سال با اتمام آن آغاز می‌گردد چرا که تاریکی رو به افول می‌گرددو به این جهت نام آنرا "خورروزقرار داده بودند. این روز در ایران باستان تعطیل بوده است و در آن تمامی ایرانیان حتی پادشاه با لباسی ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و همچنین در این روز هیچ‌کس تحت امر کسی نبود ولذا کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت. در خورروز ریختن خون به صورت اکید ممنوع بود وحتی در جنگ‌ها نیز از طرف نیروی مقابل رعایت می‌گردید. در روز نخست سال کهن اوستایی کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت.

حال در چنین شبی وچنین روزی با این مراسم‌ها که یادآور مراسم حج مسلمانان و در نهایت به یادآورنده قیامت است که در آن روز هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد و همه در یک سطح می‌باشند و تاریکی و سیاهی با عدل الهی به یکباره برچیده می‌گردد، گفته می‌شود قرار است اتفاقی خارق العاده در کره زمین رخ‌دهد. هرچند هنوز هیچ کس از ماهیت واقعی آن خبری ندارد اما هر چه هست ، خبرهای موجود درباره این  روز به نظر برخی خوشایند است زیرا در این روز زمین وارد دوره‌ای جدید می‌شود که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست و از نظر برخی دیگر ناخوشایند می‌باشد زیرا  با نابودی زمین همراه است. این مهم را، هم پیشگویان و منجمان قوم مایا که تمامی خسوفها و کسوفهایی را که تا به امروز اتفاق افتاده‌اند پیشگویی کرده‌اند. میگویند و هم دانشمندان ناسا که معتبرترین سازمان فضایی جهان محسوب می‌گردد. در پیش‌بینی دیگر بیان شده است که با ورود زمین به دوره جدید انرژی در جهان آزاد می‌گردد و از همین رو افراد بسیاری در سرتاسر جهان حتی از چند هفته قبل با ایجاد اجتماع‌های انسانی سعی در جذب این نیرو را دارند. خواننده عزیز با توجه به جایگاه بالای فرهنگ و آیین میترائیسم در میان بزرگان و اهمیتی که این روز در آیین ایران باستان به عنوان نخستین یکتاپرستان این کره‌ی خاکی  بیایید تا با ایجاد یک حلقه‌ی انسانی در جذب این نیرو که

 بنا بر پیش‌‌گویی‌ها عامل بسیار مهمی در سعادت دوره‌ی جدید است، شکوهمندی مجدد ایران زمین را  بخواهیم. به یاد داشته باشیم که هرچند اندک، این بیان درست باشد ارزش 70 ثانیه تمرکز را دارد. پس با تمرکز در ساعت 11 شب یلدا با ذهنیت مثبت، شاید عضوی باشیم که با جذب نیرویی مثبت باعث سبزی دوباره ایران خود گردیم. در پایان خاطر نشان می‌گردد نام ایران را بزرگان مهر از آن جهت برگزیدند تا همیشه به یاد داشته باشیم وطن ناموس هر فرد است و اگر کسی حتی به اندازه‌ی کوچکترین موجود عالم به فکر حراست از ناموس خود باشد در حفظ آن کوتاهی نمی‌نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 17:8  توسط   | 

یلدا 1391 / 11 شب 70 ثانیه تمرکز بر شکوهمندی ایران زمین و شکوه انسانیت

در مسیر توسعه کهن دیار پارس، دست به دست هم داده ایم تا علاوه بر تقویت نقاط قوت، کم و کاستی ها را جبران نماییم و توجه به توسعه فردی را به توسعه جمعی تعمیم دهیم. در پی ایفای نقش به عنوان جزیی از کل بر آن شدیم تا با نگاهی به بخش کوچکی از این مسئولیت، مفاهیم جهانی را با موضوعات بومی پیوند دهیم. مفاهیمی بومی که شاید در عرصه روزگار کمرنگ یا فراموش شده اند و شاید نه، حتی حضور دارند اما وضوح حضورشان به درستی درک نشده است. در این گذر موضوعی از دیدمان گذشت که گویا درگیر گرفتاری اینچنین است و آن آیین­مان و کمی نزدیک تر به آن یلدایمان است.

دیر زمانی است که مردم ایران زمین در یلدای زمستان زمانی که خورشید از پایین ترین نقطه افق جنوب شرقی (اعتدالین) مسیر شمال شرقی را در پیش می گیرد تا زمستان آغازگر تابستانی دگر گردد را گرامی میدارند. این آغاز از دیرباز در اندیشه این مردمان زمان زایش دگرباره خورشید انگاشته می شد و با نام نمادین "شب چله" متجلی می شد. جشنی شبانه، بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده. در این شب مردمان با برگزاری جشن و پایکوبی، خوان گستریِ مزین به انواع خوراکی ها و میوه ها از جمله هندوانه، سیب سرخ، انار، شیرینی، میوه های خشک و آجیل و انواع غذاها با زایش خورشید هم آوا می شدند. امروزه باقی مانده از این آیین و رسوم با شب نشینی اعضای خانواده و اقوام، تفعل به حافظ در کنار سمبل های سنتی باستانی ادامه دارد.

از سمبل های کهن این آیین هندوانه می باشد که کروی بودن آن و رنگ سبز و قرمزش نماد خورشید است و بعنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار میگیرد و بعد از آن انار سرخ، سیب سرخ و لیموی زرد. قصه های جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، میوه های خشک شده و آجیل نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون آنهاست که با عنوان آخشیج کاربرد داشته است.

روایت بسیار است در مورد شب نشینی های بلند مدت؛ اما همه آنها در یک اشتراک قرار دارند و آن همراهی با خورشید در زایش دگر است.

من حیث المجموع تمامی نمادهای این آیین پرشکوه در یک نقطه تلاقی می یابند و در آن شکوفا می گردند و آن جشن زایش خورشید مهر است. اگرچه نگاهی چند خطی بر یلدا پوششی جامع از نمایش این آیین باستانی را نمایانگر نمی سازد اما جلوه ای از شخصیت پارسیان را به نمایش میگذارد، عشق و سوزش، جاودانگی و همدردی. در آیین میترا (کیش مهر) نخستین روز زمستان به نام (خور روز) خورشید روز، روز تولد مهر و نخستین روز سال به شمار آمده است و امروز کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاه شماری میترایی است ادامه میدهد.

یلدا برگرفته از واژه سریانی است و مفهوم آن میلاد است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد مهر (میترا) می پنداشتند.

رسیدن به شخصیت یلدا و جایگاه آن، تصویر یلدای زمستان و طلوع خورشید مهر را می سازد و آنگاه که با واژه مُد درمی آمیزد جلوه ای جهانی از باورها و سنن ایرانی را به دنیا می نمایاند.

واژه ای بین المللی، کاربردی و آشنا برای همه. مد سبکی است غالب که اکثریت افراد در یک بازه زمانی مشخص با کمال میل آن را می پذیرند و موضوعیت آن تنها شامل لباس یا هرگونه پوشش نمی شود. به نقل قول از کمپانی شنل "مُد در آسمان است در خیابان است و با ایده ها و مسیرهای زندگی و هر آنچه که در حال وقوع است معنی می یابد".

بر اساس رویکردی کل نگر و با تکیه بر تعریف فوق می توان در بعدی جهانی مد را به هر آنچه در مسیر زندگی در حال وقوع است بسط داد و در این حوزه، ترکیبی تلفیقی بین یلدای پارسیان و مُد را ایجاد نمود و در امتداد آن این سوال مطرح می شود که ثمره تلفیق این دو به کجا می رسد؟

از آنجایی که تولد عشق و مهر، جاودانگی و همدردی از ویژگیهای بارز یلداست و از روزگاران قدیم با سرخی میوه هایی چون سیب، انار و هندوانه، با خواندن اشعار عاشقانه، با شکستن تخمه و پسته، با نشستن و خواندن قصه نمادین شده است و از طرف دیگر سه عنصر لازم سبک، پذیرش و زمان را شامل میگردد می توان ترکیب نو و منحصر به فردی را ایجاد نمود.

به نظر می رسد جالب و جذاب باشد تا به پاس و گرامی داشت عشق و دوستی این فرهنگ رونق یابد تا در این روز هدیه ای برگرفته از نمادهای یلدا به یکدیگر بدهیم و با آن شروع فصل عشق و طلوع خورشید مهر را جشن گیریم.

اناری قرمز با شعری از حافظ که به آن حلقه شده، کیسه ای مزین به نمادهای یلدا، آجیل و میوه های خشک مزین به میوه های یلدا، همگی می توانند نمادی از گرامی داشت یلدا، تولد عشق و مهر باشند.

ژیلا مقدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 16:7  توسط   | 

یلدا 1391/ 11 شب 70 ثانیه تمرکز بر شکوهمندی ایران زمین و شکوه انسانیت

عید مردماس دیو گله داره،

سپیدی پادشاست دیو گله داره؛

سیاهی رو سیاست دیو گله داره...

دنیا مال ماست دیو گله داره...

شب یلدا 1391 با شادی خود روشنی را صدا زنیم... 

پریا منتظرن...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت 13:28  توسط   | 

مولانا

این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این

خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این

این باغ روحانی است این یا بزم سلطانی است این
سرمه ی سپاهانی است این یا نور سبحانی است این

آن جان جان افزاست این یا جنت المأوی است این
ساقی خوب ماست این یا باده جانی است این

تُنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این
آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این

امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر
از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این

ای مطرب داوود دم آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این

مست و پریشان توام موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام این عید قربانی است این

رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا
ای خاک بر شرم وحیا هنگام پیشانی است این

گلهای سرخ وزرد بین آشوب بَردابَرد بین
در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این

هر جسم را جان میکند جان را خدادان میکند
داور سلیمان میکند یا حکم دیوانی است این

ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو
کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این

خورشید رخشان میرسد مست و خرامان میرسد
با گوی و چوگان میرسد سلطان میدانی است این

هرجا یکی گویی بود در حکم چوگان میرود
چون گوی شو بی دست و پا هنگام وحدانی است این

گویی شوی بی دست و پا چوگان او پایت شود
در پیش سلطان میرود کاین سیر ربّانی است این

آن آب باز آمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 17:29  توسط   | 

قاره مو (لموریا)

تصوری از یک تاریخچه

ایده­ی مو برای اولین بار توسط (1908-1825) Augustus Le Plongeon پس از تحقیقات او در مورد قوم مایا در خرابه­های Yucatan مطرح شد. او پس از ترجمه نوشته­ی قدیمی مایا در یوکاتان ادعا کرد که تمدن مایا بسیار قدیمی­تر و بزرگ­تر از تمدن­های یونان و مصر است. Le Plongeon اسم مو را کشف کرد چون قبلا این اسم توسط Brasseur که از متون قدیمی Troano و الفبای لاندا استفاده کرده بود بد ترجمه شده بود. Brasseur به این اعتقاد رسیده بود که مو یعنی قاره­ای که بر اثر یک فاجعه به زیر آب فرورفته­است.  Plongeon تلاش می­کرد تا بفهمد این قاره که گفته می­شود در اقیانوس فرو رفته­است در کجای اقیانوس آرام فرو رفته و موقعیتش کجاست. اگر در جهت غربی سفر کنید در اقیانوس آرام به جایی خواهید رسید که تصور می­شود زمانی یک زندگی غرورآمیز جریان داشته در سرزمینی بنام مو. زمانی بود که هنوز این قاره با فرمانروای خشم، غضب و آتش ملاقات نکرده­ بود و خانه­ای امن محسوب می­شد. هنوز مانده بود تا تبدیل به یک قربانی شود. این سرزمین توسط روحانی سولون توصیف شده است و غرق شدنش بوسیله آتشفشان­ها و زمین­لرزه­ها بوسیله Plato در Timaeus گفته شده و شرح آنها در اینجا تکرار مکررات است. Le Plongeon ادعا کرد که تمدن باستانی مصر توسط ملکه Moo از سرزمین نابود شده بنیانگذاری شد. پناهندگان دیگر به آمریکای مرکزی فرار کردند و تمدن مایا را بنیانگذاری کردند. در سال 1931 م James Churchward نمادی از مایا و تمدن مو را تصویر کرد؛ او فاجعه­ای را از آتشفشان و زلزله تصویر کرد که گفته می­شد تمدن مو بدین­ وسیله زیر آب رفته­است. نقشه Churchward’s نشان می­دهد که نجات­یافتگان فاجعه در دریا به سمت آمریکای جنوبی و آفریقا حرکت کرده­اند. James Churchward سیاح انگلیسی آمریکایی و دوست Alice Le Plongeon بود. James Churchward در کتاب قاره گمشده­ی مو در سال 1931 م نوشت این سرزمین مادر از جزیره­های Hawaiian به فیجی و از جزیره Easter به Marianas کشیده شده است. Churchward از مجموعه روش­شناسی خودش برای بررسی تمدن­های باستانی استفاده می­کرد اما Le Plongeon نسبت به صحت این­گونه روش­ها یقین نداشت.

فصل اول: کتاب تمدن گمشده مو

در مقدمه اصلی، Churchward با مطالعه اسناد، مدارک و متون باستانی گوناگون به این نتیجه رسیده بود که در 60000 سال پیش تمدنی بسیار پیشرفته و بزرگ در اقیانوس آرام قرار داشته که بر اثر یک زلزله فاجعه­آمیز به زیر خروارها گل­ولای و آب فرورفته است و به قولی حدود 64 میلیون انسان کشته شده­اند. جزیره Hawaiian و جزیره­های اقیانوس آرام در واقع باقی­مانده کوه­های قاره مو هستند که اکنون بیرون از آب قرار دارند. Churchward با بکار بردن دانش وسیع خود در هنر باستانی، تاریخ و اسطوره­شناسی کوشید شکوه، عظمت و تقدیری را که در دنیای پیش از طوفان از آگاهی ما پنهان شده بود نشان دهد. Mu 5000 مایل ارتفاع و 3000 مایل پهنا داشت. باغ عدنی بود که این بار در آسیا قرار نداشت اما اکنون در کف اقیانوس آرام نهفته بود. داستان­های عهد عتیق، نخستین انسان را در اطراف نیل یا جلگه فرات معرفی می­کند اما اکنون ما می­دانیم که نخستین انسانها در قاره مو سرزمین مادری آدم آمده­اند.

فصل دوم: فرزندان مو

داستان پیشگامان مو شصت و سه میلیون نفر تا 200000 سال قبل از گم شدن مو بر روی این قاره زندگی می­کردند. فرزندان مو بانفوذترین مردم روی زمین شدند. مو یک حکومت باورنکردنی بسیار پیچیده داشت که از نظر فرهنگی شکوفا و دارای فن­آوری بالای علمی بود. بسیاری از مردم تمدن لموریان در خانه­هایی دارای پوشش نورانی و شفاف زندگی می­کردند. آنها خانه­هایشان را خودشان می­ساختند و غذا و پوشاکشان را هم خودشان تهیه می­کردند. آنها از فشار و بیماری رها بودند و از نظر زندگی در صلح، حداقل از ما صدها سال جلوتر بودند. آنها توانایی­های فیزیکی و روانی خود را توسعه داده بودند آنها از telepathy و سفر ستاره­ای (سفر روح نیز گفته شده) آگاه بودند و به وسایلی چون تلفن دسترسی داشته و برای مکاتبات خود از teleportation استفاده می­کردند و در حد امکان از مکاتبات غیرضروری پرهیز می­کردند. آنها در درجه اول کشاورزانی گیاه­خوار بودند که در محیط بیرونی خود یک ارگانیزم فرهنگی خاص را رعایت می­کردند. آنها در هماهنگی خوبی با طبیعت و زمین کار می­کردند.

فصل سوم: سمبل­های رازآمیز تمدن مو

در اینجا راجع به خواستگاه نهانی ادیان قدیمی و جدید سخن گفته می­شود. همه ادیان یک منشا مشترک در روح مقدس مو دارند. Lord’s Prayer منبع الهام در مکتوبات اسراری و مقدس مو هست. تاریخ دین مو، طبق مدارک یافت­شده  به 170000 هزار سال قبل برمی­گردد. این آموزش­ها توسط  Osiris(مکتب اسراری مصر باستان) به موسی و عیسی منتقل شده­است. موسی پاسخ چهل و دو پرسش خود درباره دین Osiris را بصورت فشرده در ده فرمان دریافت کرد و عیسی کوشید این ده فرمان را بشکل امروزی در­آورد. آخرین واژه­هایی که مسیح در فلسطین زمانی که او را به صلیب کشیده­ بودند بیان کرد به زبان مویی بود.

فصل چهارم: نیروی کیهانی مو

تکامل بیولوژیکی اگر چه یک نیروی اتمی نیست اما می­تواند یک اسطوره باشد. تمام بیماری­ها مداوا خواهد شد اگر از اشعه­های نورانی رنگی به تناسب استفاده شود. با وجود حرکت آرام و بی­صدای زمین به دور خورشید آنها موفق شدند در ایالت­های خود حرارت زمین و وضعیت فصل­ها را تثبیت کنند.

فصل پنجم: کتاب دوم از نیروهای کیهانی مو

Churchward در ادامه تحقیقات خود در نتیجه بررسی مدارک قدیمی مو به نظرهای تجدیدنظر طلبانه و تکان­دهنده­ای در مورد سن کره زمین، طبیعت کوه­ها و جریان­های آتشفشانی، دوره یخبندان و سیلاب می­رسد.

مدارک امکان لموریا

بنای یادبود سنگی وجود دارد در میانه اقیانوس که به ژاپن تعلق دارد در منطقه Yonaguni و سنگ­­نوشته رمزگونه دیگری در جزیره بزرگ هاوایی و جزیره Easter در بین خرسنگ­ها و مکان­های مقدس وجود دارد. باور زیادی وجود دارد که جزیره Easter قسمتی از لموریا بوده است. مکانی در دورترین نقطه دنیا که در آن صدها مجسمه سنگی عظیم که بر روی آنها به یک زبان مشترک درباره یک فرهنگ پیشرفته نوشته شده است. افسانه­های جزیره ایستر از موجودی تحت عنوان ‘Hiva’ صحبت می­کنند که با فرورفتن به زیر امواج باعث فرار مردم می­شد. ساموایی­ها (جزیره­ای در پلینزی) مکانی را شبیه­سازی کرده بودند با عنوان Bolutu که در آن درختان، گیاهان و گل­های مخصوصی را با میوه­هایی بسیار مقوی پرورش می­دادند. جالب اینجا بود که وقتی میوه­های این درختان کنده می­شد بلافاصله یک میوه دیگر به همان اندازه ظاهر می­شد. در Bolutu یک انسان می­توانست بدون هیچ­گونه شکنندگی روی درختان و خانه­ها و اشیا فیزیکی حرکت کند. مائوریهای زلاندنو هنوز از جزیره­هایی حرف می­زنند بنام ‘Hawaiki’ که بسیار پهناور و کوهستانی بود و اکنون به زیر آب رفته است. سنگ­های یخی پرو ممکن است نقشه­هایی از قاره مو را افشا کند.

ریگ ودا

در اسطوره­ها و سنت­های هند اشاره فراوانی به این امر مشاهده می­شود. بعنوان مثال ریگ ودا از سه قاره صحبت می­کند. سومین قاره Danavas نامیده می­شود. سرزمین دیگری بنام Rutas نامیده می­شود که از نظر موقعیت در قسمت شرقی هند در دوردست قرار داشت و جایی بود که ستایش­گران خورشید زندگی می­کردند. اما Rutas توسط یک انفجار آتشفشانی به دو قسمت پاره شد و به اعماق اقیانوس فرورفت. تکه­های اندونزی و جزیره­های اقیانوس آرام از آن باقی مانده­اند و عده­ای از پناهندگان به هند رسیدند که در این سرزمین تحت عنوان کاست Brahman برگزیده شدند. PopolVuh قسمتی دیگر از فراریان به سرزمینی تحت عنوان PopolVuh فرار کردند؛ مکانی برای داستان آفرینش مایایی که عده­ای در سال 2012 وعده تحقق آن را داده­اند.

ادگار کیس

مطالعات کیس به یک قاره گمشده در اقیانوس آرام با چندین اسم اشاره می­کند که در بیشتر آنها نام Lemuria تکرار می­شود. بقیه اسم­ها عبارتند از Mu و Zu و احتمالاً Oz هستند. بعضی از این­ها ممکن است به یک شهر یا ایالت از یک قاره اشاره داشته باشد و یا قسمت بزرگی که از گوشه چپ قاره لموریا کنده شده و در آب فرورفته­است. بعضی قسمت­های این سرزمین به مرور تغییر شکل پیدا کردند و امروزه کوههای راکی و Arizona و New Mexico و Nevada و Utah نامیده می­شوند. اما در لموریا قانونی وجود داشت بین شاهزاده­خانم­ها و به آنها آموخته می­شد درباره هنر عشق­ورزی و همچنین چگونگی نیروی مخرب و همه اینها رعایت می­شد تا زمانی که نفرت و خودخواهی بر عشق غلبه کرد.

Gordon-Michael Scallion

بنابراین عقیده لموریا فقط مکانی پیش­بینی شده، است نه اینکه اکنون وجود فیزیکی داشته باشد. آنها تلاش کردند سطح ارتعاشی خود را به بالاترین سطح در حد ارتعاشات آفرینندگی برسانند. آنها در زمین توانستند در ارتعاشات فیزیکی به ورزیدگی کاملی دست پیدا کنند. آنها حدود 9 پا قد داشتند و پوستشان پولکی بود با سری که در محلولی آب مانند فرورفته بود که با توجه تغییر فصول در چرخه­های هر ساله از آبی به سبز تغییر وضعیت می­داد یعنی گاهی اوقات تشعشعات آبی داشتند وگاهی سبز. آنها از طریق پوستشان تنفس می­کردند و نه از طریق شش­ها! یعنی شکل ظاهر و ژنتیک آنها شبیه انسان بود اما از نظر ژنتیکی در بعضی موارد برعکس عمل می­کردند. پیش­بینی می­شود که لموریان با 144 گروه روحی و 33 میلیون سکنه تجربه خود را شروع کرده است. آنها از مریخ و Pleiades و Sirius برنامه­ریزی خود را شروع کردند تا بصورت فرم فیزیکی در زمین در بیایند. آنها مقداری از گروه­های آب، برترین گیاهان و مواد معدنی و جانوران را انتخاب کردند برای این سفر. آنها آزمایشات ماهرانه­ای را در قلمرو جانوران انجام دادند و موفق شدند به عمر طولانی­تر و تحرک بیشتر دست پیدا کنند. در آن زمان زمین از گونه­های مختلف غول­ها و اجنه انباشته شده بود و لموریا آماده می­شد تا با این­گونه­ها مواجه شوند و آنان را به دام اندازند.

Helena Blavatsky

مادام بلاواتسکی در کتاب مهم خود دکترین اسرار (1888م) The Secret Doctrine ادعا کرد که موقع مطالعه Dzyan درباره لموریا توسط Mahatmas به او گفته و حتی نشان داده شده­است. Mahatma در سانسکریت به روح بزرگ گفته می­شود. او ممکن است برخی نظریاتش را از سرزمین فرورفته در اقیانوس هند بنام Rutas در افسانه­های سانسکریت کسب نماید. بلاواتسکی گفت که سومین قاره در سومین دوره سیاره زمین در اقیانوس هند مابین ماداگاسکار و مالزی فعلی در 150 میلیون سال قبل وجود داشته است. بطور شگفت­انگیزی دانشمندان در این زمینه هم­عقیده بودند که نام لموریان از نام فرمانروای روح­ها که در این سرزمین زندگی می­کرد مشتق شده­است او نامش ‘lemur’ بود. لموریان­ها موجودات کله تخم­مرغی بودند با یک چشم سوم، همین به آنها توانایی­های روانی بسیاری می­داد. (نژاد آنوناکی هم کله تخم­مرغی هستند. در فرهنگ شیعی موجودی که مهدی موعود با او نبرد می­کند بنام سفیانی چشم سومی در پیشانی دارد و یا گفته شده یک چشم در قسمت پیشانی دارد. این بخش از شکل سفیانی از داستان­های مربوط به لموریا وارد فرهنگ عربی و سپس فرهنگ نوع شیعی شده است). لموریان­ها بدن­هایی ژله­ای شکل و بسیار انعطاف­پذیر داشتند آنها مدتها کوشیدند تا بتوانند به فرم فیزیکی مطلوب دست پیدا کنند. در ابتدا لموریان­ها موجودات کله تخم­مرغی پوزه­دار hermaphrodites (دو جنسه) بودند که با چشم سوم و بوسیله تله­پاتی ارتباط برقرار می­کردند؛ این ضعف اولیه و ترشح غده صنوبری بعد از سقوط لموریان هنوز در بدن انسان نوین وجود دارد. تراکم روز­افزون matter (ماده) باعث راهنمایی و کمک به عصری کرد که در آن عمل جنسی، برای تکثیر نسل انجام شود. از این جریان دو موضوع شناسایی شد: یکی اینکه انسان از نظر امر اخلاقی سقوط کرد (البته از دیدگاه امروزی) و دیگر اینکه زن از مرد تفکیک شد و آنها شروع کردند با استفاده از بدن­های خود عمل جنسی را مدام تکرار کنند چون این عمل برایشان تازگی داشت. (این خیلی شبیه داستان آدم و حواست.)

Hopi

افسانه هوپی: در زیر دریاها دروغ همه شهرها را فراگرفته­بود و سپرهای پرنده (بشقاب پرنده­ها) تمامی گنجینه­های زمین را صرف شرارت و فساد خود کردند. وقتی با فاجعه مواجه شدند بسیاری از مردم به درون زمین گریختند و عده­ای با استفاده از کلک­هایی که از نی ساخته بودند به جزایر باقی­مانده فرار کردند که بازمانده ستونهای سنگی این امر را نشان می­دهد.

Rosicrucian Theory

این نظریه می­گوید یک چرخه فاجعه­بار با فورانهای آتشفشان و زمین­لرزه­ها و ریزش نوارهای گازهای زیر­زمینی شروع به کار کرد. امواج مغناطیسی اطراف زمین شروع به فعالیت بیش از حد نمودند. تعدای از فراریان به هند گریختند و تعدای به مصر و از آن راه به بین­النهرین رسیدند و شروع به بنیان­گذاری تمدن نمودند و عده­ای نیز با کلک­های نی که درست کرده بودند به آمریکا مهاجرت نمودند و تمدن­های مایا و اینکا را بنیان­گذاری نمودند. این نظریه می­گوید که هسته­های نژادی از قبایل هندی شکل گرفت. کالیفرنیا زمانی منزلگاه مردمان باستانی بود. هندی­های اولیه­ای که بعدها وارد کالیفرنیا شدند جزء لمورین­های خالص بودند. این می­­تواند توضیح بدهد که چرا آثار باستانی متعلق به 25000 سال قبل از میلاد در Santa Rosa و جزیره خاموش Santa Barbara پیدا شده­است.

Lemurian Seed Crystals (دانه­های بلوری لموریان)

گروه­های کوچکی در لموریان بودند که فضیلت بیشتری داشتند و به آنها لمورین­های عاقل گفته می­شد. با ذخیره کردن آنچه که شامل دانش و داستان لموریا می­شود در دانه­های بلوری یا همان کریستالی در حفظ این اطلاعات کوشیدند. آنها می­دانستند که بعدها به وجود آنها پی برده شده و پیامشان رمزگشایی می­شود و این زمانی است که این تمدن می­خواهد به سطح دریا برگردد. بر اساس تقویم مایا زمان موعود سال 2012 خواهد بود و این زمانی است که بلورها به یکدیگر خواهند پیوست.

Lemurian Pyramids (اهرام لموریان)

لموریان­ها که قدیمی­ترین و گمشده­ترین تمدن­ها بودند توانستند هرم­ها و ziggurats را بسازند. این هرم­ها مکان­هایی بودند برای پرستش خدایان و قربانی کردن برایشان و همچنین جایی برای فرود سفینه­های فضایی بودند. هرم­ها در واقع سمبل­های پیچیده­ای هستند که از هوشیاری و صعود به مراحل بالای خدایی سخن می­گویند. آنها نشان می­دهند که وجودهای برتر و اشیاء پرنده­ای در مکان­های بالاتر براستی وجود دارند. یک نسبت مشترک در معماری و روح هرم­های مایا و لموریان وجود دارد. لمورین­ها در سیر تکاملی خود بوسیله تله­پاتی توانستند زبان دلفین­ها را هم بشناسند و طنین صدای آنان رمز دلفینی نامیده می­شود. لموریا به اسطوره­ها و تمدن­ها و ایدئولوژی­های مذهبی و بخصوص قسمت­های مربوط به انسان­سازی علاقمند است؛ می­خواهند به خاطر بیاوریم که فقط دارای یک زندگی فیزیکی نیستیم و باید در جستجوی معانی روحی نیز باشیم. اما پیش از این، روح باید تجربه فیزیکی لازم را کسب کند تا بتواند در مراتب بالا و پایین ارتعاشی برای رجوع به خاطرات گذشته و سپس بازگشت به زمان حال زندگی حرکت کند و در واقع تمام زندگی عبارتست از حرکت هوشیارانه در جادوی زمان. واقعیت اسطوره، ریاضیات، استعاره و جادو در آینه­ها به مرور زمان برای بوجود آمدن پروژه­ای در برابر لنز دوربین­ها داستانی ساخت. تصور ماتریکسی که در ما آگاهی را برای درک واقعیت­های هستی بوجود آورد. تمامی تصورات غلط در جادوی زمان برای آگاهی و تمامی برنامه­های موازی ریخته­شده برای ما چیزی جز تجربه همزمان آگاهی­ها نیست. برنامه­ها برای خودشان درجه­بندی دارند. تمدنی که در زیر یک برنامه شبکه­بندی شده قرار دارد می­تواند توضیح بدهد که چرا تمدن­ها بدون منشاء­ی در دریای آفرینش بصورت انبوهی از مجهولات یا شبکه­ای هوشمندانه از واقعیت­های ساخته شده، ناگهان ظهور می­کنند. اگر بگوییم در اینجا زمان یک تصور غلط است و مفهومی ندارد پس چرا همه برنامه­ها در حال حرکت همزمان هستند. بنابراین شما در حال تجربه تمدن­های زیادی هستید که همزمان رشد می­کنند. اغلب این احساس­های deja vu راهی را به ما نشان می­دهد که چرا عده­ای با یک نیای مشترک در محدوده­ای با هم زندگی می­کنند. سومر نمونه مثال خوبی است از تمدنی بسیار پیشرفته که بصورت ناگهانی از هیچ کجا در روی زمین بوجود آمد و بعد هم ناگهان ناپدید شد. لموریا نمونه تمدنی بود که با یک فرهنگ فوق­العاده عالی بصورت ناگهانی پیدا شد. در این خصوص نظریات جالبی مطرح شده است که می­گوید موجودات برون­زمینی بر روی زمین فرود آمده­اند و مهندسان ژنتیک آنها گونه­های جدید را بوجود آورده­اند تا نماینده اجداد هوشمندشان در روی زمین باشند. این نظریات در جایی به هم پیوند می­خورند که می­گوید انسان­های برتر توسط بیگانگان شبه­خدا بوجود آمده­اند. بسیاری از این نوشته­ها بصورت استعاری اشکال هندسی را به نمونه­های آفرینش متصل می­کنند. این پیچیدگی­های آگاهی از ارتعاشات بالا شروع می­شود تا به پایین. هرچه این ارتعاشات در ما هارمونیک­تر باشد بصورت تدریجی می­توانیم مکان­های دیگری را در زمانی دیگر در یک لحظه تجربه کنیم. این چیزی بود که لمورین­ها در آن استاد بودند. بدین­ترتیب واقعیت­ها می­توانند از نقش­آفرینی و برهم­نشینی اعداد و علم هندسه در دوره طلایی انسان بوجود آمده باشند.

 Channelers (کسانی که مجرا می­شوند) می­گویند لموریا اساساً توسط روح­هایی بوجود آمده­است که از بعد سوم برای تجربه فیزیک بر روی زمین آمده­اند. اگرچه لموریا به ظاهر درون دریا فرو رفته باشد اما شاید این فقط یک استعاره باشد برای بازگشت این سطح آگاهی به سطح دریا. چون لموریان برنامه زمان­بندی شده­ای برای جستجوی فرم­های جدید نورانی و فرم­های فیزیکی داشتند و شاید فرورفتن آن به درون دریا خود جزء زمان­بندی باشد. وقوع گرداب­های زیر دریا و زلزله­هایی که منجر به تسونامی می­شود و گزارشاتی از مشاهده موجودات عجیب درون دریا و خدایان دوزیست و بشقاب­پرنده­هایی که از زیر دریا بیرون می­آیند و روایت­هایی که از شهرهای عظیم زیر اقیانوس می­شود آیا می­تواند نشان از این باشد که یک تمدن فریز شده و آماده بازگشت که در نقطه صفر آگاهی ما وجود دارد می­تواند در آینده نزدیک ظهور کند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 14:56  توسط   | 

چگونگی مدیریت انرژیهای سرگردان رویداد 2012/12/21 در شب یلدا

به نام یزدان پاک، به نام شهریار آسمانها و درود بر نیکی، زیبایی، مهر، نور و سرور

زمان تنگ است و شاید باید بی مقدمه بر اصل مطلب پرداخت. آنچه این روزها ذهن هر انسانی را به خود مشغول نموده است پدیده 21122012 است که در ایران مصادف با شب یلدای ایرانی می باشد، البته در این باب، بیش از هر چیز با شایعاتی روبرو می­شویم و یا شهوداتی که پایه نظری ندارند و یا نظریاتی که پایه شهودی ندارند.اما آنچه مسلم است آن است که زمانی که یک پدیده ذهن جهانیان را به خود مشغول می­نماید و این در شرایطی باشد که پاسخ درستی برای این پدیده نباشد انرژی کلانی در سراسر کره زمین به صورت بی هدف پخش می­گردد که این انرژی خواسته یا ناخواسته می­تواند زمینه­ساز ایجاد هر پدیده­ یا رویدادی گسترده گردد.

با این توضیحات باید گفت این انرژی سرگردان را که تقریبا از ابتدای سال 2012 به جریان افتاده است که روز به روز به شدت و قدرت آن اضافه می­گردد، را چگونه می­توان در اختیار گرفت و به آن جهت داد.

نکته اساسی آن است که این انرژی قدرت این را دارد که هر چیزی را فعال نماید، شاید دوره جدید، شاید نابودی زمین و شاید ... ، پس چه بهتر که ما نیز درجهت دهی به این انرژی کلان که تبعات آن غیر قابل تصور است، این انرژی را فراخوانده  و به سوی دانه های نیکی، شادی، دوستی، مهر، توسعه، سعادت مندی و ... هدایت نماییم.

شب واقعه برای ایرانی شب ویژه­ای است، شب یلدا، شب تولد مهر و باید گفت ایرانی ها از معدود اقوامی­ هستند که در آن شب در محفل­های گرمی به شادی می­پردازند پس هرچه این سینرژی مثبت ایرانی به سوی شادی، زیبایی و مهر گسیل گردد، انرژی سرگردان بوجود آمده  به سوی این دانه­ های نیک جهت می­گیرد.

پس ما نیز به رسم نیاکانمان این شب را گرامی بداریم، زیبا باشیم و دیگران را به زیبایی، نیکی، شادی و مهرورزی دعوت نماییم.

 پیشگویان ایرانی این شب را شب آغاز دوره جدید و ورود از دوره آب به دوره باد می­دانند. به گفته آنها دوره پیشین دوره تقدس و دین داری، دوره جدید دوره متافیزیک، تکنولوژی وشبکه است،آنها از معدود افرادی هستند که این پدیده را بسیار مرتبط با نگرش و عملکرد انسان­ها می­دانند، از سوی دیگر بر اساس مطالعات چند بعدی موخر هر آنچه انسان­ها به سوی کائنات گسیل دارند بازتاب آن به سوی ایشان بازخواهد گشت  حال اگر این  سینرژی جمعی از جنس نیکی باشد، بازتاب آن نیکی و روشنی می باشد.

آنها بر این باورند که جهان مینوی و گیتی از طریق انسان و سایر موجودات واسط با یکدیگر ارتباط دارند و آنها به طور مستقیم نمی­توانند بر گیتی حکم رانی نمایند و این انسان است که این ارتباط را ایجاد و تبادلات انرژتیک را برقرار می­نماید، پس بر اساس این نظریات، انسان­ها نیز می­توانند آنچه مینویان برای ایشان در نظر گرفتند را با یک حرکت جمعی تا حدی تغییر دهند، از نقطه نظر آنها زمین، جهان انسانی و ایران نیاز به بیدار شدن دارند، اما چه بهتر که پیش از آنکه بیدارمان کنند که البته هزینه­ های بسیار برای جامعه بشری خواهد داشت، خود بیدار شویم و به یکدیگر کمک کرده تا همه ایرانیان، همه جهانیان و در نهایت همه زمینیان از یک خواب زمستانی بیدار شوند.

پیشاپیش دوره جدید را به زمینیان، میهمانان زمین، ایران زمین، یاران نیکی و خوبی تبریک گفته و بهترین ها را برایتان آرزومندیم.از شما نیز به عنوان ایرانیانی که برای سرزمین ایران آرمانهایی دارند و سپس به عنوان انسانهایی که برای زنده ماندن، زندگی کردن، مهر ورزیدن و زیبا بودن می­کوشند می خواهیم تا همراه با ما در راستای این هدف بزرگ گام برداید.

تا درودی دیگر بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1391ساعت 12:4  توسط   |